|
شعر جدید از آواره :نوشت برای دختر سرما -برای مریم......
ماهی های مهربون ابرها و رنگین کمون
ما طلائی می شدیم مثل ماهی می شدیم
توی دریا یا تو حوض توی تنگ یا توی یک قطره بارون خدا
توی قلب.....
توی شعر......
توی عشق .......
توی غصه یا توقصه....................هیچکدوم فرقی نداشت
غزلهای واقعی.............
عشقهای راست راستکی
قصه ماهی سیاه کوچولو.............
کو کجاست خاطره ها..........
ترسها و دلهره ها...........
هر جاهست یادش بخیر.....هر جا هست یادش بخیر
فصل پائیز و بهار یا زمستون و خزون
یا تابستون قشنگ .........
یا که بارون و بهار
وقتی که عاشق باشی فرق نداره...........
یاداون روزها به خیر برف بود و خاطره ها
آدمهای برفی که عاشق هم می شدند...
یاد برف و چلچله
یاد ترس و دلهره.....
ای خدا کسی نیاد
عشقشون یه روز بودو فردا باید آب می شدند....
یاد اون روزها به خیر.......یاد اون یه روز به خیر
ادامه دارد اما...................
ادامه با نظرات شما نوشته خواهد شد..............
|